محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

693

خلاصة الحكمة ( فارسى )

به سبب فجاجت مادّه باشد ؛ زيرا كه موادّ امراض حادّه پيش از نضج رقيق مىباشند ؛ پس محال است كه به سبب نضج باشد ؛ زيرا كه مفروض هنگام قبل از نضج است . و بعد از نضج نيز كم‌تر مىتواند شد ؛ به جهت آن كه مادّهء حادّه در اصل رقيق ترمى باشد و بعد از نضج غلظت بسيارى به هم نمىرساند ، مگر آن كه غلظت بول در امراض حادّه به سبب انفجار اورام و خروج مدّه و يا به سبب ذوبان باشد و اين نسبت به ورمى كثير الوقوع 2 است ؛ به جهت آن كه بسيار است كه ورم در امراض حادّه منفجر مىگردد و مادّهء آن به طريق غير بول مندفع مىشود . پس [ به اثبات ] رسيد كه اكثر به طريق ذوبان مىباشد نه انفجار و اين ، دلالت بر كمال ردائت و شرّ و فساد مىنمايد و لهذا اطبّاء گفته‌اند : بول بسيار غليظ در امراض حاده « 1 » دلالت در اكثر امر بر شر مىنمايد . و اسلم ترين بول غليظ در حمّيات آن است كه استفراغ يابد از آن مقدار بسيارى به يك دفعه . و امّا اگر اندك آيد ، يا دليل بر كثرت اخلاط است و يا دليل بر ضعف قوّهء دافعه . و فرق ميان آن هر دو همان است كه ذكر يافت كه : اوّل ، متساوى القوام مىباشد و ثانى ، مختلف القوام . و بول غليظ نافع آن است كه از عقب آن بول معتدل آيد و مريض از آن راحت يابد و چون در امراض حادّه بول از رقت ميل به غلظت نمايد و بعد از آن راحتى ظاهر نگردد دليل ذوبان است و چون شخص صحيح المزاج بول او غليظ گردد و تا چند روز بدان منوال و بر سبيل دوام باشد و با آن اندك صداعى و انكسارى در بدن ظاهر گردد منذر به حمّى است و گاه مىباشد بول غليظ از قبيل اندفاع فضله مستِكنّه در بدن و يا انفجار ورمى كه در اعضاء باطنى خصوص در نواحى مسالك بول باشد و فرق ميان هر دو آن است كه وجود قرحه در اعضاء باطنيه دليل بر انفجار است و عدم آثار ورم دليل اندفاع فضله ساكنه محتبسه است و ديگر آن كه از عقب آن راحت به هم رسد . ببايد دانست كه غلظت بول بطريق اندفاع فضله مستكنه در بدن عام است هم در حالت صحت مىباشد و هم در حال مرض بخلاف انفجار و بدانكه سبب تغيرات قوام بول سه وجه مىتواند بود ؛

--> ( 1 ) . ب : امراض حادّه بسيار حادّه . 2 . بهتر است قليل الوقوع باشد .